حسابداری مالیاتی

اطلاع رسانی

ماليات در اقتصاد اسلامي

گسترش تعهدات دولت در عرصه اقتصادي و اجتماعي و تلاش در جهت تحقق اهداف مهمي چون رشد اقتصادي، ثبات قيمت ها، افزايش اشتغال، بهبود تراز پرداخت ها ، توزيع عادلانه درآمد و تخصيص منابع توليد هزينه هاي دولت را با روند افزايشي روبرو ساخته است.
    درآمدهاي مالياتي نقش مهمي در منابع درآمدي كشور ايفا مي كنند و اتكاي دولت به اين گونه از درآمدها حكايت از سلامت اقتصادي دارد. گرچه درآمدهاي مالياتي در اغلب كشورهاي توسعه يافته جنبه علمي به خود گرفته ولي در اغلب كشورهاي در حال توسعه به علل مختلف اقتصادي، اجتماعي و سياسي سهم درآمدهاي مالياتي بسيار ناچيز بوده و در مقابل درآمد حاصل از فروش منابع طبيعي بيشترين سهم را در تامين و مخارج دولت داشته است. در ايران نيز نقش اصلي درآمدهاي دولت را حداقل در دو دهه اخير درآمدهاي ناشي از فروش نفت ايفا مي كند. تركيب نامناسب درآمدهاي دولت حكايت از وابستگي تركيب درآمدهاي مالياتي است و نشان مي دهد كه عدم كارايي و وجود نارسايي در نظام مالياتي كشور در هر يك از مراحل جمع آوري اطلاعات، تشخيص و وصول متجلي مي گردد.
    ارزيابي ماليات هاي اقتصاد اسلامي و مقايسه آن با مالياتهاي متعارف در اقتصاد جديد مستلزم شناخت ابعاد فقهي مالياتهاي اسلامي و بررسي نظام تاثير اين مالياتها و الگوي مصرف آنها با توجه به اهداف كلان اقتصادي است.
    در اقتصاد اسلامي در مقايسه با سيستم هاي مالياتي ديگر چون افراد داوطلبانه به پرداخت مالياتهاي موظف اقدام مي كنند هزينه جمع آوري آن بسيار پايين است . آنچه تاكنون كمتر مورد توجه خاص محققان اقتصاد اسلامي قرار گرفته است طرح مسئله ماليات در يك نظام اقتصاد اسلامي و براساس فقه شيعه و مقايسه آن با جايگاه ماليات و سياستهاي مالياتي در اقتصاد جديد متكي برنظام كينز مي باشد و اين سوال مطرح مي شود كه آيا اساسا اين امكان وجود دارد كه در چهارچوب يك دولت اسلامي بتوان مالياتهاي مخصوص مانند زكات، خمس، خراج، جزيه و امثال آن را در ساير منابع مالي دولت ادغام كرد.
    اين سوال نه تنها از نقطه نظر تئوريك بلكه از جهات كاربردي نيز حائز اهميت است . امروز اقتصاد كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه اعم از اسلامي و غيراسلامي متاثر از نظام فكري كينز مي باشد، در واقع تفاوت اساسي سيستم مالياتي در يك نظام اسلامي با ساير سيستم ها در اين است كه همه ابعاد آن از اهداف سياستهاي مالياتي، الگو و ابزار جمع آوري ماليات، الگوي مصرف ماليات و حتي علت اخذ ماليات بايد مجوز شرعي داشته باشد و مبتني برموازين اسلامي باشد در حالي كه در سيستم متعارف ضرورت يك سياست مالياتي در مقطع خاصي از عملكرد اقتصاد ملي معمولاشرط لازم و كافي براي اعمال آن است.
    در اقتصاد اسلامي ماليات به وسيله دولت ها تبيين و به مرحله اجرا گذاشت شده است كه امتياز اين مالياتها به صورت كلي در يك نظام مبتني بر ايدئولوژي اسلامي، پايين بودن هزينه وصول و پرداخت داوطلبانه آن مي باشد كه بنابه اعتقادات شهروندان كه پرداخت ماليات را به صورت كلي وظيفه شرعي و اعتقادي خود تلقي مي كنند فرار و انتقال مالياتي در اين سيستم به حداقل مي رسد. همچنين شفافيت و صداقت در رفتارهاي اقتصادي و عملكرد مالي فعالان اقتصادي نيز فاكتور مهم ديگري مي باشد كه نظام اقتصادي را از ساير نظام ها متمايز مي كند.
    سادگي و عدم پيچيدگي اين نوع ماليات سبب مي شود همه مردم از درك مفاهيم و مقررات و قوانين مربوط به شكلي مناسب برخوردار باشند و نهايتا در يك نظام مالياتي برپايه فقه و اصول و شريعت مترقي همه مردم برابر و از تبعيض و نارضايتي اثري ديده نمي شود. بنابراين اين نوع نظام جايگاه ويژه اي در اقتصاد اسلامي دارا مي باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 23:42  توسط لیلا  |